
در حال بارگذاری...

گنج حقیقی چیست ؟
در کتاب کیمیاگر، از دشتهای آندلس تا کویر مصر، مردی در رویای یافتن گنجی پنهان راهی سفر شد؛ زندگی یکنواخت و روزمره خود را رها کرد
و تنها به دنبال بهانهای بود تا زندگی خود را تغییر دهد.
گنجی که بودن یا نبودنش نیز مشخص نبود، به او دلیلی داد برای سفر و پیمودن مسیری جدید، برای رهایی، برای تغییر. تغییر خود و زندگیاش.
اما به راستی آن گنج چه بود؟
آن حس اطمینان و امیدی که مرد بعد از یافتن گنج مادی داشت، عاملش چه بود؟
همان طور که در آخر داستان گفت:
“فاطمه! دارم میآیم!”
دختری با روبندهای بر چهره
چشمانی درشت که قصههای شبهای کویر را در خود نهان کرده بودند
عشقی در قلب یک مرد که به او توان حرکت، تغییر
و بازگشت حتی پس از رسیدن به هدف خود را میداد.
دختری که به انتظار مردی نشست که در پی رویایی بزرگ بود
گنجی در اعماق کویر
در کشوری غریب
از دشتها و بندرها گذر کرد
ماهها با شیشهگری پیر همراه شد
قدم در کنار قدم کیمیاگری گذاشت که صحرا را چون نقش و نگار صورت یار قدیمی خویش
میشناخت.
دختری در واحه
چشم انتظار مردی بود که در پی ناشناختهها رفت.
و اما گنج نهایی چه بود ؟
آن گنجی که در آشکارا نهان است؟
تو به من بگو
در طول این قصه دراز، چه چیز ارزشمندتر از قلب دختری در عمق صحرا وجود داشت؟
و تو آنی برای من، همانی، اما به روایتی جدید
به داستانی که من
برای تو
میسرایم.
-سامان منتظری
واحه عطریست مرکباتی، سبز و تازه از بهشتی که در دل گرمای جهنمی کویر پدیدار میشود.
پانچ ماندارین و لیمو به همراه روایح شور و جلبکی اقیانوسی در این عطر به مشام میرسد.
واحه فضایی دارد سرشار از تازگی یک برش از پرتقال و لیمو کنار ساحلی شنی.